سال حمایت از کالای ایرانی گرامی باد.

نکات ایمنی برای جلوگیری از آتش سوزی منزل (۱۳۹۷/۰۷/۰۷)


نکات ایمنی برای جلوگیری از آتش سوزی منزل

این مطلب پیوست ندارد

(۱۳۹۷/۰۷/۰۱)

ویژگی های دفاع مقدس
- دفاعی بودن
 بی تردید، مقدس ترین جهاد، جهادی است که به عنوان دفاع از حقوق انسانی صورت گرفته باشد. در جنگ تحمیلی، رژیم بعث عراق، جنگی ناخواسته را به کشور ما تحمیل کرد و با نادیده گرفتن استقلال سرزمین ما به ایران اسلامی تجاوز کرد. از این رو، مردم غیرتمند ایران، در دفاعی مقدس، از حق خود که دفاع از استقلال سرزمین و هویت دینی ـ ملی خود بود، دفاع کردند.

 

 - معنویت جبهه های جنگ و دفاع مقدس
از جلوه های معنویت در دفاع مقدس، حالت تضرع، استغاثه و راز و نیاز عارفانه رزمندگان اسلام بوده است. دفاع مقدس، فرصت نمایش خالصانه ترین و زیباترین مناجات ها و دعاها را پدید آورد. در کنار نماز و قرآن، دعا وسیله دیگری بود که یاد خدا را در دل رزمندگان زنده نگاه می داشت، به آنان قدرت روحی می بخشید و تحمل سختی های نبرد را برای آنان آسان تر می ساخت.

 

- استقامت رزمندگان و فرماندهان در نبرد
فرماندهان در سخنان خود درباره دفاع مقدس، به پایداری و مقاومت رزمندگان در عملیات های مختلف اشاره کردند و آن را از علت های پیروزی لشکر اسلام برشمرده اند. سردار شهید، مهدی زین الدین، درباره مقاومت و ایستادگی و تأثیر آن در پیروزی می گوید: «تنها کسانی که در صحنه نبرد راست قامتانند که به خداوند اتکال نمایند و با توکل بر او پیش بتازند. نه در سختی ها و نه در پیروزی ها، در هیچ کجا از یاد او غافل نشوند و محکم و مقاوم چون کوه بایستند و دشمن را از پای درآورند و این صفت فقط مخصوص رزمندگان اسلام است. در هیچ کجای دنیا آن کسانی که اعتقاد به خداوند و اعتقاد به معاد روز قیامت ندارند، نمی توانند دارای چنین مقاومت و ایستادگی باشند. رمز پیروزی صحنه نبرد، مقاومت و ایستادگی است».

 

 

از ارزش هایی که رزمندگان در دفاع مقدس بدان متصف بودند، بی اعتنایی به دنیا و مظاهر آن است

 

- شجاعت فرماندهان در دوران دفاع مقدس
شجاعت فرماندهان، در دوران هشت سال دفاع مقدس، مثال زدنی بود. یکی از رزمندگان، از شجاعت سردار شهید مهدی باکری در عملیات فتح المبین چنین سخن می گوید: «شب عملیات، هفت ساعت راه باید می رفتیم تا به منطقه می رسیدیم و دشمن را غافل گیر می کردیم. حدود شش ساعت راه رفته بودیم که یک دفعه متوجه شدیم راه را گم کرده ایم. به شدت مضطرب شده بودیم. با چند نفر به جلو رفتیم تا راه را پیدا کنیم. من متوجه شدم یک نفر از جلو می آید. با خود گفتم حتما دشمن است. صدا کردم کیستی؟ گفت: من باکری هستم، فورا به عقب برگرد و نیروها را بیاور. شاید کسی باور نمی کرد او جلوتر از ما رفته، دشمن را دور زده و آمده بود ما را هم ببرد. بعد به ما گفت: نترسید، همه نیروهای دشمن خواب هستند».

 

- بزرگواری و مروّت در حال قدرت
از نمونه های بزرگواری رزمندگان در دفاع مقدس، خودداری از بمباران و گلوله باران مناطق مسکونی عراق بود. خلبانان و نیروهای توپ خانه می توانستند مناطق مسکونی را به عنوان مقابله به مثل ناامن سازند و دشمن را با مشکلی جدی رو به رو کنند، ولی پای بندی آنان به ارزش های اخلاقی، سبب می شد در طول هشت سال دفاع مقدس هیچ گاه از این حربه استفاده نکنند.

 

- بی اعتنایی به دنیا
از ارزش هایی که رزمندگان اسلام در دفاع مقدس بدان متصف بودند، بی اعتنایی به دنیا و مظاهر فریبنده آن است. رزمندگان اسلام در دوران نوجوانی و جوانی و اوان ظهور خواسته های بی شمار مادی، به همه لذت های دل فریب دنیا پشت پا زدند و حضور در جبهه و دفاع از میهن و نظام اسلامی را برتر دیدند. بی گمان، بدون دل بریدن از دنیا و دل بستن به آخرت، رزمندگان هیچ گاه توفیق آفرینش حماسه های سترگ و ماندگار دفاع مقدس را نمی یافتند.

 

 - شهادت طلبی رزمندگان در دفاع مقدس
از عوامل پیروزی آفرین در صحنه نبرد، خطرها را به جان خریدن و به پیشواز مرگ سرخ رفتن است. ترس از مرگ و اشتیاق به زنده ماندن، با روح جنگ جویی و رزمندگی ناسازگار است. یکی از ارزش هایی که رزمندگان اسلام با تکیه بر آن توانستند پیروزی های بزرگی را برای جبهه حق به ارمغان آورند، شهادت طلبی است. رزمندگان اسلام از آن جا که دفاع در برابر تهاجم بعثیان را مقدس می دانستند و کشته شدن در این راه را برای خود، مرگی سعادت آفرین و افتخارآمیز ارزیابی می کردند، نه تنها از دادن جان دریغ نمی ورزیدند که شیفته آن بودند. شهادت طلبی رزمندگان اسلام به عنوان عامل مؤثر معنوی، از امتیازهای جبهه حق در برابر جبهه باطل بود.

 

این مطلب پیوست ندارد

درس ها وپیام های عاشورا (۱۳۹۷/۰۶/۲۵)

* احیای فریضه امر به معروف و نهی از منکر

قال الامام الحسین (علیه السلام):«إنّی لَم اَخرُج اَشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و إنّما خَرجت لطَلَب الإصلاح فی امه جدی (ص) أریدأن آمرَ بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیرَسیره جدی و ابی علی بن علی بن ابیطالب»(33)؛
امام حسین (علیه السلام ) هنگام حرکت از مدینه به سوی مکّه وصیتنامه ای نوشت و به بردارش « ابیطالب محمد حنفیه تحویل داد؛ در این وصیتنامه پس از بیان عقیده خویش درباره توحید و نبوت و معاد، هدف خود را از این سفر بیان نمود و فرمود:
«من نه از روی خودخواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج می گردم، بلکه هدف من از این سفر، امر به معروف و نهی از منکر و خواسته ام از این حرکت، اصلاح مفاسد امت و احیا و زنده کردن سنّت و قانون جدم رسول خدا و راه و رسم پدرم علی بن ابیطالب است.
رسالت و ماهیت اصلی قیام و نهضت امام حسین (علیه السلام ) در مقابله با حکومت ظالمانه معاویه و خلافت فاسد یزید، تحقّق و اقامه فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر است. در واقع قیام برای از بین بردن بزرگترین منکر که همان حکومت شیطانی بنی امیه که ریشه همه پلیدی ها و ناهنجاری ها در جامعه آن روز بود و شکل دهی بزرگترین معروف، یعنی تحقّق مدیریت دینی در چارچوب مبانی ارزشی اسلام که ریشه همه فضایل وارزش ها می باشد.
امام حسین (علیه السلام ) در شرایطی که از یک طرف، نظام سراپا فاسد بنی امیه با تحریف و تخریب اساس اسلام، زندگی مردم و حیات معنوی جامعه را در خطر نابودی قرار داده بود و از طرفی دیگر مردم در غفلت و بی تفاوتی فرو رفته بودند و در برابر رژیم فاسد، کوچکترین حساسیتی نشان نمی دادند، دست به قیام زد و بابیان خطبه های خود رژیم فاسد را افشاءکرد و سرانجام با استقبال از شهادت، شجره خبیثه بنی امیه را متزلزل وزمینه سقوط آن را فراهم کرد. (3)
بنابراین، از اساسی ترین درس ها و پیام های حماسه عاشورا، عمل و توجه به بنیادی ترین واجب اجتماعی یعنی تحقق فریضه امر به معروف و نهی از منکر است که براساس متون و آموزه های دینی مهمترین و زیر بنایی ترین واجب می باشد.
امام باقر (علیه السلام )در فرمایشی تحقق عینی همه واجبات را متوقف بر اجرای این فریضه الهی می داند؛ آنجا که می فرماید:
إِنَّ الْأَمرَ بِالْمعرُوف و النَّهی عنِ الْمنْکَرِ سبِیلُ الْأَنْبِیاء ومنْهاج الصلَحاه فَرِیضَهٌ عظیمهٌ بِها تُقَام الْفَرَائض وتَأْمنُ الْمذَاهب و تَحلُّ الْمکَاسب و تُرَد الْمظَالم و تُعمرُ الْأَرض و ینْتَصف منَ الْأَعداء ویستَقیم الْأَمر»(34)
امر به معروف و نهی از منکر راه انبیاءو روش صالحان است. فریضه بزرگی که تحقّق دیگر فرائض بستگی به آن
دارد، به وسیله آن راه ها امن می شود، کسب و کار حلال می گردد، ظلم و ستم ها جبران شده و زمین آباد شده، از دشمنان انتقام گرفته می شود و همه امور در مسیر خود قرار می گیرد.

تشکیل حکومت اسلامی لازمه امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر به مفهوم وسیع و معنای صحیح و دقیق آن که عبارت از بسط عدل و داد وریشه کن ساختن ظلم و فساد است، مستلزم وجود حکومت اسلامی است و اگر امر به معروف و نهی از منکر به این معنا در جامعه اجرا نگردد و حکومتی بر پایه اسلام به وجود نیاید، طبیعی است که جای آن را اشرار خواهند گرفت و ستم گران بر جامعه تسلّط خواهند یافت.همان گونه که امیر مومنان(علیه السلام ) در آخرین وصیتش فرمود:
«و لا تَترُکوها الأمر بالمعروف و النّهی عن المنکَر فیولّی علیکم أشرارکم فتَدعونَ فلا یستَجاب لکم »(35)؛
معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که اشرار بر شما مسلّط می شوند سپس هر چه دعا کنید مستجاب نمی گردد.

*اقامه نماز

نماز پایه اساسی (36)اسلام و ستون خیمه دین و یکی از مظاهر آشکار عرفان و معنویت است. امام حسین (علیه السلام) با همه سابقه ای که در طول عمر شریف خود در نماز و عبادت داشت به طوری که از امام سجاد (علیه السلام) روایت شده که فرمود: پدرم در شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند»(37). با این همه، عصر تاسوعا از برادرش حضرت ابوالفضل (علیه السلام ) در خواستی کرد و فرمود:
تَدفَعهم عنَّا الْعشیهَ لَعلَّنَا نُصلِّی لرَبنَا اللَّیلَهَ ونَدعوه ونَستَغْفرُه فَهویعلَم أَنِّی کُنْت قَد أُحب الصلَاهَ لَه وتلَاوهَ کتَابِه و کنزالدعاء و الاستغفار»؛ (38)
امشب را مهلت بگیر، امید است در این شب نماز گزارده و با خدا نیایش کنیم و از او آمرزش بخواهیم؛ چه اینکه او می داند که من براستی نماز و تلاوت قرآن و دعا و نیایش و استغفار را دوست دارم.
بعد از مهلت دادن دشمن و بعد از صحبت ها و اتمام حجت هایی که با اصحاب خودش کرد به خیمه خود برگشته، تمام آن شب را به نماز و استغفار و دعا و تضرّع گذراند، چنانکه اصحاب آن حضرت نیز این چنین بودند.آنها در آن شب در جوار امام حسین(علیه السلام) همانند زنبور عسل شهد شیرین شهادت را مزمزه و نام خدا را در حال رکوع و سجود و قیام و قعود زمزمه می کردند.(39)
در ظهر عاشورا که تنور جنگ به شدت گرم و درگیری و نبرد به نهایت درجه حدت رسیده بود، هنگامی که ابوثمامه صاعدی دخول ظهر را به امام (علیه السلام) خبر داد، امام فرمود:«ذکرت الصلاه جعلک الله من المصلین نعم هذا أول وقتها ثم قال سلوهم أن یکفوا عنا حتى تصلی»؛ نماز را به یادمان آوردی، خدا تو را از نماز گزاران قرار دهد، بله اکنون اول وقت نماز است از دشمنان بخواهید که دست از جنگ بردارند تا نمازمان را بخوانیم. (40) و چون آنها حاضر به تعطیل کردن جنگ نشدند امام (علیه السلام) در حالی که مسافر بود و امکان نماز فرادی در مکان دیگری بود در جهت اهتمام به امر جماعت با انتخاب افرادی به عنوان نگهبان نماز جماعت را برپا کردند. در میان اصحاب، سعید بن عبدالله حنفی و زهیر بن قین پاسداری از جان امام (علیه السلام) را عهده دار شدند و در نهایت این دو شهید، فدای نماز شدند.
این نماز عاشقانه و عارفانه سه خصوصیت برجسته داشت:
الف. جماعت.
ب. اول وقت بودن.
ج. علنی بودن.

از دیگر جلوه های اقامه و برپایی نماز در حماسه عاشورا، تهجد شبانه دخت علی مرتضی، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها ) بود؛ آنجا که امام سجاد (علیه السلام) نقل می کند که من شاهد بودم عمه ام شب یازدهم نماز نافله شب را نشسته بجا آوردند.»
بنابراین، از درس ها و پیام های عملی حادثه جاودانه کربلا، توجه و عنایت خاصه امام حسین (علیه السلام ) ویاران با وفایش به اصیل ترین ارتباط بین انسان و خدا و مهم ترین عبادت انسان ساز یعنی توجه به نماز است.
عموم مسلمانان به ویژه شیعیان باید با سرمشق از این مکتب حیات بخش، این فریضه بزرگ را به بهترین وجه اقامه و برپا کنند.
پیام دیگری که از عملکرد امام (علیه السلام ) درباره نماز استفاده می شود، این است که رسالت و مسئولیت مهم رهبری و حکومت دینی، حاکمیت فرهنگ نماز در جامعه و به تعبیر قرآن، اقامه نماز است که به معنای ایستادگی بخشیدن به نماز است؛ چه اینکه قرآن کریم یکی از شاخصه های رهبری و حکومت دینی را اقامه و احیاء و گسترش فرهنگ نماز می داند، آنجا که می فرماید«الَّذینَ إِنْ مکَّنَّاهم فی الْأَرضِ أَقاموا الصلاه»یاران خدا کسانی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت و تمکین دهیم نماز را برپا می دارند.(41)
نکته ای که شایان ذکر می باشد، این است که نماز خواندن یک تعبیر نارسای عرفی است. مکتبی که نماز را ستون دین می داند، دستورش نیز مطابق این آموزه است؛ از این رو، در آیات و روایات همواره سخن از اقامه نماز است، نه خواندن آن؛ زیرا ستون برپا کردنی است نه خواندنی ؛ لذا در زیارت امام حسین (علیه السلام )می خوانیم .«أشهد أنَّک قد أقَمت الصلاهَ »
اگر نماز برپا داشته نشود، همه اجزای دین فرو خواهد ریخت و اقامه نماز، به معرفت و خلوص و ادای آن درابتدای وقت است. (42)

* ایثار و از خود گذشتگی

ایثار و از خود گذشتگی، از سجایا و اخلاق نیکو و والای اهل بیت (علیهم السلام )بود. واز جلوه های برجسته عرفان و معنویت کربلا است.
اساس و شاکله حرکت امام حسین (علیه السلام ) و یاران باوفایش، ایثار و فداکاری است که به نمونه هایی ازمظاهراین صفت فاضله در حماسه عاشورا بسنده می کنیم:
الف. از چهره های ارزشمند و موثّر در حماسه خونین کربلا حضرت ابوالفضل العباس (علیه السلام ) بود که اوج فداکاری و از خود گذشتگی نسبت به دین و نهایت ادب را نسبت به رهبری را از خود نشان داد.
امام سجاد(علیه السلام) پیرامون ایثارگری او می فرماید:
«رحم اللهُ عمیِ العباس فَلَقد آثَرَ و أبلی و فَدی أخاه بِنَفسه حتّی قُطعت یداه »(43)خدا عمویم عباس را رحمت کند، او ایثار کرد و مورد آزمایش قرار گرفت و خود را فدای برادرش حسین نمود تا هر دو دستش قطع شد. نقطه اوج ایثارگری و ادب، آن وقت بود که قمر بنی هاشم با لب تشنه بر لب آب رسید، وقتی خواست آب بنوشد به یاد تشنگی برادر و اهل بیت افتاد و آب نخورده، آن شعر معروف را خواند:
یا نفس من بعد الحسین هونی و بعده لا کنت أن تَکونی هذا حسین وارد المنونِ و تشربینَ بارد المعینِ تالله ما هذا فعالُ دینی
ای نفس !بعد از حسین خوار باشی و بعد از او زنده نباشی. این حسین است که بر مرگ وارد شده است ولی تو آب سرد و گوارا می آشامی.به خدا سوگند!این از عملکرد دین من نیست. (44)
ب. عرض ارادت هایی که اصحاب آن حضرت در شب عاشورا کردند و در روز عاشورا تا زنده بودند، نگذاشتند کسی از بنی هاشم وارد میدان شود و بنی هاشم نیز تا زنده بودند، نگذاشتند آن حضرت وارد میدان شود.
ج. جانفشانی دو تن از یاران امام حسین (علیه السلام) در ظهر عاشورا جهت اقامه نماز که تن و جان خود را سپر بلای آن حضرت قرار دادند و به شرافت شهادت نایل آمدند و به بقیه شهدای سعید پیوستند.
د. همسر جناده بن کعب انصاری با آنکه شوهرش در حمله اول صبح عاشورا به شهادت رسیده بود
فرزند یازده ساله اش را تجهیز کرده، به میدان فرستاد و آن گاه که دشمن سر بریده فرزندش را به سوی اوپرت کرد، آن رابرداشته، بعد از پاک کردنش از خون، بر سر یکی از سربازان دشمن کوبید و او را کشت.(شاید کنایه از اینکه چیزی که در راه خدا داده ایم پس نمی گیریم)(45)

* احیای عزّت و کرامت

عزّتمداری و کرامت و شرافت انسانی از بزرگترین و اصل اصیل پیام حماسه جاودانه عاشوراست. پرهیز ازپستی و ذلّت، در سخنان آن حضرت موج می زند. ایشان هم در زمانی که بر اسب سوار بودند و می جنگیدند و هم وقتی که پایین قتلگاه زیر باران تیرها و نیزه ها قرار داشتند و هم در زمانی که سر مبارکشان بر بالای نیزه بود، شعارهایشان چنین بود:
«موت فی عزّ خیرٌ من حیاهٍ فی ذُلّ »مرگ در حالت عزّت، بهتر است از زندگی ذلیلانه.(46 )
«ألا و إن الدعی ابن الدعی قد رکز بین اثنتین بین السله و الذله و هیهات منا الذله یأبى الله ذلک لنا و رسوله والمؤمنون و حجور طابت و طهرت و أنوف حمیه و نفوس أبیه من أن نؤثر طاعه اللئام على مصارع الکرام»؛
آگاه باشید که این ناپاک حرام زاده مرا فقط بین دو چیز متمرکز و مخیر ساخته است :یا با شمشیر کشیده آماده جنگ شوم و یا لباس ذلّت بپوشم و با بزید بیعت کنم، ولی ذلّت از ما دور است؛ زیرا خدا و رسولش و مومنان و دامن های پاکی که ما را پرورانده اند به ما رخصت پذیرش خواری نمی دهند.(47)
سالار شهیدان فصل تازه ای از معارف و اخلاق الهی را به روی جامعه بشری گشودند و عزّت و شرافت انسان را به او یادآور شدند و در خطبه ها و نامه ها و در سیرت و سنّت و در گفتار و کردار، هر یک از ظلم نمودن و ظلم پذیری را مطرود و پذیرش هر گونه ذلّتی را منافی با اسلام دانستند.

* توکل

یکی از پیام های توحیدی امام حسین (علیه السلام ) در واقعه عاشورا، عنایت و توجه ویژه به مقوله توکل برخدا بود. امام حسین (علیه السلام) در طول سفر کربلا، خدا را تنها تکیه گاه خویش می داند و همواره این مطلب توحیدی را اعلام می کند.
در دومین سخنرانی خود در روز عاشورا، پس از نفرینی که درباره ناکثان عهد شکن کرد، به خداوند عرضه داشت«أنت ربنا علیک تَوکّلنا و إلیک أنبنا و إلیک المصیر »؛ خدایا تو پروردگارما هستی، بر تو توکّل ؛ می کنیم و به سوی تو باز می گردیم. در همان روز عاشورا دستش را به سوی آسمان بلند کرده، عرضه داشت:
«اللهم أنت ثقَتی فی کُلّ کَربٍ »
خدایا!در هر مصیبتی تکیه گاه من تو هستی. درموقع وداع با اهل بیت خود به آنان فرمود:
«واعلموا إنّ الله تعالی حامیکُم و حافظُکم و سینجِیکُم من شرّ الأعداء و یجعلُ عاقبه أمرِکُم إلی خیر »
بدانید ؛ که خدا حامی و حافظ شماست و به زودی شما را از شرّ دشمنان نجات می دهد و عاقبت کار شما را خیر می گرداند.
در واپسین لحظات عمر شریف خود وقتی که سر بر بالین شهادت گذاشت، در مناجات خود با قاضی الحاجات عرضه داشت:
«اللهم متعالی المکان، عظیم الجبروت. ..أستعینُ بِک ضَعیفاً و أتوکّلُ علیک کافیاً »ای خدای بلند مرتبه و ؛ دارای قدرت و جبروت. ..در حالی که ضعیفم از تو کمک می خواهم و بر تو توکّل می کنم و همین مرا
کافیست. (48)

*صبر و شکیبایی

یکی دیگر از جلوه های معنوی و اخلاقی فاجعه کربلا صبر و شکیبایی بر مصایب بود. بیشترین تجلی این فضیلت اخلاقی در بانوی کربلا، حضرت زینب کبری (سلام الله علیها )تبلور پیدا کرده بود به طوری که با صبرخویش عقلای عالم را مبهوت و متحیر نمود. و ملقّب به «امه المصائب »گردید. امام حسین (علیه السلام )بارها اهل بیت و اصحاب خود را سفارش می کردند که در مقابل قضای الهی صبر کنند و تسلیم باشند.
در روز عاشورا خطاب به عموزادگان و اهل بیت خود فرمود:«صبراً یا بنی عمومتی، صبراً یا اهل بیتی»، چنانکه به اصحاب خودش نیز فرمود، «چنانکه به اصحاب خودش نیز فرمود، «صبراً بنی الکرام... »یعنی چون شما از خاندان کرامت هستید، باید صبرکنید. به خاطرالقای همین روحیه است که زینب کبری (سلام الله علیها) در مجلس ابن زیاد می فرماید: هرچه دیدم زیبا و گوارا بود:«ما رأیته الا جمیلاً »(49)
سید الشهدا(علیه السلام)قرار گرفت.

*کربلا کانون ادب

حماسه خونین کربلا، ادبستان و کانون ادب و حیا بود و این دو صفت بارز انسانیت را به تمام جهانیان آموخت. همه اصحاب و یاران امام حسین (علیه السلام )باادب بودند ولی در برخی از آنها، تجلّی و ظهور و نمود بیشتر و کاملتری داشت.
ادب حضرت ابو الفضل العباس(علیه السلام)
در ادب آن جناب همین کافی است که هیچ گاه بدون اذن امام حسین (علیه السلام )نزد او نمی نشست و مانند بنده ای کنار مولای خود بود و اوامر و نواهی آن جناب را اطاعت می نمود و هرگاه اورا صدا می زد می فرمود:« یا ابا عبدالله »، « یابن رسول الله »، « یا سیدی »و در تمام عمر هیچ گاه امام حسین (علیه السلام ) را برادرصدا نزد مگر روز عاشورا، هنگامی که براثر ضربت عمود آهنین از اسب به زمین افتاد، استغاثه به حضرت
کرده، خطاب برادر نمود. و نقل می کنند : جهتش این بود که در آن ساعت فاطمه زهرا (سلام الله علیها )را مشاهده نمود که به او خطاب فرمودند:« ولدی عباس »(50)
ادب علی اکبر(علیه السلام)
جوان رشید کربلا، حضرت علی اکبر در مقام اظهار ادب نسبت به مولای خود و رعایت احترام پدر صوری و معنوی، نمونه و الگوی جوانان است. خلق و خوی او و رفتار و حرکات و ادب و متانتش در حد اعلای برجستگی و درخشندگی بود. آن گونه که گفته اند و نوشته اند، رفتارش یادآور حرکات و رفتار پیامبر خدا(ص) بود و همین سبب می گشت تا در چهره او شخصیت پیامبر را مشاهده نمایند و با دیدن او یاد حضرت رسول (ص) را در ذهن ها زنده کنندوعلی اکبر نسخه برابر با اصل نسبت به رسول خدا و شاخه ای از آن شجره طیبه و ریشه پاک بود و وارث همه خوبی های خاندان عصمت و طهارت به شمار می رفت؛ زیرا به طوری که در تواریخ می نویسند : علی اکبر هیچ وقت بدون اجازه پدر در حضور ننشست و همیشه مانند بنده ای ذلیل بود. فقط موقعی که از اسب افتاد و امام (علیه السلام)بالای سرش آمد، چون قدرت حرکت نداشت خوابیده بود.
ادب حرّ بن یزید ریاحی
از دیگر شخصیت های مورد توجه عاشورا، حرّ بن یزید ریاحی است که به دستور ابن زیاد با هزار سوار در مسیر حرکت امام به سوی عراق قرار گرفت و راه را بر حضرت بست؛ ولی بعد متنبه شد و در ردیف یاران سید الشهدا(علیه السلام) قرار گرفت.
توجه به چگونگی تنبه و بازگشت حرّ به پیشگاه اباعبدالله الحسین (علیه السلام ) خالی از لطف نیست و باید به کتاب های مقاتل مراجعه شود؛ ولی آنچه لازم است، موفقیت و تنبه اوست که شاید بتوان گفت جهتش، همان « حفظ ادب » نسبت به مقام والای سید الشهدا(علیه السلام)باشد:
یکی، در اولین برخورد با حضرت در مسیر عراق که حاضر نشد با سپاه خود نماز بخواند، بلکه به حضرت اقتدا نمود.
مورد دیگر آن جا که چون حضرت می خواست با همراهانش به مدینه بازگردد و حرّ مانع شد، حضرت فرمود:
«نکَلَتک أُمهک، ما تُرید »مادرت به عزایت بنشیند، چه می خواهی؟ وی در جواب گفت:
«... واللهِ مالی إلی ذکرِ اُمک من سبیلٍ إلاّ بأحسنِ ما نَقدر علیه. ..»
به خدا قسم، به یاد کردن مادرت راهی ندارم ؛
جز به نیکوتر از آن که بر آن قدرت دارم.
پر واضح و روشن است که اگر حیا و ادب که دو صفت بارز انسانیت است در قلب هر مسلمانی باشد، باعث نجاتش خواهد بود. (51)

* عشق و محبت

کربلا مدرسه عشق بود و امام حسین (علیه السلام)آموزگار عشق و اصحاب و یاران، شاگردان مشهد عشق بودند که درس عشق را همراه با حماسه به سالکان مشرب عشق و محبت آموختند.
آری، نخستین آموزگاری که عشق را در مدرسه عالم آفرینش تفسیر کرد و راه و رسم عاشقی را به عالمان و عاقلان آموخت کسی جز حسین بن علی (علیهما السلام ) نبود.او رازهای ژرف و شگرف و شگفت عشق را درکربلا و در روز عاشورا معنا کرد و پرده از راز عشق برداشت. عشقی که امام حسین (علیه السلام ) از آن سخن می گوید و معلم و آموزگار آن است، عشق حماسی است. اصحاب عاشق و یاران عارف امام گوی سعادت را از دیگران ربوده، در عشقبازی نسبت به محبوب حقیقی از تمام عشّاق عالَم جلو افتادند.
چیزی که امام حسین (علیه السلام ) را وادار کرد در روز عاشورا از همه چیز بگذرد، اسیر الکربات گردد وهر مصیبت و اندوهی را تحمل کند، فقط عشق به خدای متعال بود و این عشق چیزی نبود که ناگهان در حادثه کربلا پیدا شده باشد بلکه در تمام دوران حیات آن حضرت این عشق وجود داشت و حادثه عاشورا در حقیقت ثمره و محصول این عشق و اردات بود. مناجات هایی که از آن حضرت در دسترس ما وجود دارد مخصوصاً دعای عرفه، گویای این عشق و ارادت و نفوذ آن در اعماق وجود آن حضرت است.
عشّاق کربلا در کلام امیرالمومنین(علیه السلام)
امیر المومنین(علیه السلام) نزدیک به یک ربع قرن قبل از حادثه عاشورا هنگام عبور از کربلا در حالی که با انگشت دستش نقطه به نقطه سرزمین کربلا را نشان می داد، خطاب به یاران و همراهان خود می فرمود:
«مناخُ رِکابٍ و مصارِع عشّاق شهداه لا یسبِقُهم من قَبلَهم و لا یلحقُهم من کان قَبلَهم »؛ اینجا (کربلا )اقامتگاه شتران و اسبان(کاروان اهل بیت ) و قتلگاه عاشقان شهدایی است که در فضیلت کسی قبل از آنها نبوده است و بعد از ایشان هم کسی به آنها ملحق نمی شود.(52)
طبق این گفتار امیر بیان همه کسانی که در صحنه نبرد عاشورا در جبهه حق و توحید پیکار می کردند وشمشیر ایمان و عرفان بر فرق عصیان و طغیان می کوبیدند، عاشق خداوند بودند و امام حسین (علیه السلام ) سردار سپاه عشق بود که درس عشق و عاشقی به پروردگار را به لشکر خود می آموخت.
نکته لطیف و ظریفی که از حماسه عاشقانه عاشورا در می یابیم این است که تا عاشق نشوی شهید نمی گردی.مؤید این مطلب سخن امیر المومنین(علیه السلام) است که فرمود: « مصارع عشّاق شهداء »و شهادت را به عنوان وصف برای عشق ذکر نمود. پس شهیدان عاشقانی هستند که جز معشوق از هیچ چیز و کس دیگرنمی گیرند و نمی خواهند.
همچنین از حماسه حسینی می آموزیم که عشق را باید در میدان حماسه و عرفان آموخت نه در مدرسه و نه از طریق کتاب و دفتر!
پرسید یکی که عاشقی چیست؟ گفتا که چو شوی بدانی
(مولانا)

انقلاب خمینی جلوه ای از عشق حسینی

هنر سلسله جنبان عاشقان انقلاب اسلامی، امام راحل (قدس سره )این بود که از درس عشق کربلا حرفی آموخت و مشتاقان این مرز و بوم را با همان درس آشنا نمود.همان یک حرف از آن درس بود که به ایران اسلامی آن توانایی و قدرت را داد که توانست یک تنه در برابر تمام بیگانگان بایستد و نه تنها رژیم دو هزار و پانصد ساله شاهنشاهی را که یکی از سنگ اندازان نهضت رسول الله بود به آتش خشم و قهر الهی گرفتار کند، بلکه توانست از دام صدام که از جمله صدها دام استکبار بود، نجات پیدا کند.
هر انسان مطلع و با خبر از حوادث و جریانات جنگ خواه مسئول، خواه غیر مسئول تصدیق می کند که گرداننده ی اصلی و محرّک و مشوق محوری ایران اسلامی در جنگ نابرابر با استکبار جهانی که حزب بعث عامل بی اراده آنان بود، عشق حسینی و شور عاشورایی بود.
نامگذاری تیپ ها، لشکرها، گردان ها و عملیات ها به اسم امام حسین(علیه السلام) فرزندان و اصحاب او ویا به اسم کربلا، عاشورا، محرّم، تاسوعاو...شاهدی کوچک بر این مدعاست.(53)

*حرّیت و آزادگی

«ویحکُم یا شیعهَ آلِ أَبِی سفْیانَ إِنْ لَم یکُنْ لَکُم دینٌ و کُنْتُم لَا تَخَافُونَ الْمعاد فَکُونُوا أَحرَاراً فی دنْیاکُم هذه ارجِعوا إِلَى أَحسابِکُم إن کُنْتُم عربا کَما تزعمون...»(54)
خوارزمی در مقتلش می گوید : حسین بن علی (علیهما السلام) حملات پی در پی و جنگ سختی می نمود و در هر حمله گروهی از دشمن رابه خاک وخون می کشید، یکباره دشمن تصمیم گرفت که با وارد ساختن ضربه روحی آن حضرت را از کار بیندازد و لذا در میان او و خیمه ها حائل گردید و حمله به سوی خیمه ها را آغاز نمود، در اینجا بود که امام(علیه السلام) با صدای بلند فریاد نمود:
یا شیعه آل ابی سفیان. ..؛ ای پیروان خاندان ابوسفیان !اگر دین ندارید و از روز جزا نمی هراسید، حداقل در زندگی آزاد مرد باشید، آزاد اندیش و آزاد منش باشید و اگر خود را عرب می پندارید، به نیاکان خود بیندیشید و شرف انسانی خود را حفظ کنید.»
این سخن سالار شهیدان گرچه به ظاهر یک خطابه اختصاصی است که در روز عاشورا آنگاه که مردم کوفه ناجوانمردانه حمله به سوی خیمه ها را آغاز نمودند، مورد خطاب قرار داده است؛ ولی در واقع یک پیام عمومی و یک منشور جهانی است از قتلگاه کربلا به همه جهانیان و در همه زمان ها که:
مردم دنیا اگر معتقد و پایبند به قوانین الهی و دستورات آسمانی نباشند لااقل باید حدود ملیت خویش را مراعات و به اصطلاح تابع قوانین بین المللی باشند.(55)
درس آزادگی نشانه آن است که جنبه انسانی کربلا همچنان محفوظ است و اگر کسی به مبدأ و معاد معتقد نبود، به اصل حریت و آزادگی بشر اعتقاد دارد و کربلا معلّم و آموزگار حریت جوامع بشری است و نشانگر این است که هیچ انسانی و لو ملحد باشد بی نیاز از رهنمودهای عاشورا نیست.

نتیجه

پس، حماسه جاودانه عاشورا، حماسه ایست در پهنه ی زمین و گستره زمان و جریانی است فرا تاریخی واقیانوس عظیمی از معارف و حقایق تابناکی است که نیازمند غواصی محقّقان و پژوهشگران است.رهنمودها و پیام های این حماسه عظیم، مخصوص مکتب و گروه خاصی نیست؛ بلکه در تمامی ابعاد وشئون زندگی جوامع بشری روشنایی داده و حیات بخش می باشد؛ لذا نباید فقط به نقل تاریخ عاشورا وعزاداری بر مصائب بسنده کرد، بلکه باید با سرمشق گرفتن از پیام های نهضت عاشورا، آرمان های حسینی را زنده کرده و فرهنگ عاشورایی را در جامعه تحقّق عینی ببخشیم.
والسلام علی من اتّبع الهدی قوله سبحانه: إنّا لا نضیع أجر من أحسن عملاً

 

این مطلب پیوست ندارد

مروری بر برخی آسیب های خانواده (۱۳۹۷/۰۶/۱۵)

جایگاه والای خانواده در اسلام

پی ریزی شالوده خانواده، به مانند هر امر اندیشیده اسلامی، با تحقیق، دقت و توجه همراه است که نمی توان آن را باری به هر جهت برپا کرد و ساختنِ خانواده، یعنی دوست داشتنی ترین بنای ارجمند نزد خداوند را که مراقبت از آن نشانه دین داری است، نمی توان سطحی و ساده انگاشت. در قانون اساسی آمده است که همه مقررات مربوط به خانواده، باید در جهت پاسداری از قداست باشد و ارتباط این واحد اجتماعی، بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی استوار شود. تبیین شفاف اسلام بر کارآمدی این سلول حیاتی جامعه، تنظیم سرپرستی سعادت بخش به قیمومیت مرد است که مسئولیت اداره زندگی را با آمیزه های از تعهد و کفالت بر عهده دارد و هرگونه سهل انگاری در آن، کوتاهی در وظیفه الهی است. حضرت رسول اکرم در این باره می فرماید: «خداوند از هر کس درباره زیر دستش می پرسد، که آیا آن را نگه داشته یا تباه گذاشته است، تا آن جا که از مرد (هم) درباره خانواده اش می پرسد». سفارش های مکرر اسلام به همسران و تقسیم وظایف آنان، نقطه عطف تمهیداتی است که در این زمینه پیش بینی شده است.

 

پیام متن:

1. تحکیم بنای خانواده، در عمل کردن به دستورهای هدایت گر دین است.

2. سهل انگاری در اداره زندگی مشترک، تباه کردن خانواده است و سبب ریزش بنای آن می شود.

چیستی آسیب شناسی

آسیب شناسی، دانشی است که به مطالعه بی نظمی ها، نابسامانی ها، مشکلات و اختلاف های موجود در هر امری می پردازد. مبنای آسیب شناسی خانواده، به عنوان شاخه ای از این علم، شباهتی است که برخی اندیشمندان، میان ارگانیسم زیستی و خانواده قائل شده اند. به عقیده آنها، همان گونه که ارگانیسم، در جریان رشد، سلامت، بیماری، پی آمدها و اختلال های گوناگون است، خانواده نیز چنین وضعیتی دارد و کلمه آسیب یا درد، بر آن نیز صدق می کند. هر چند میان بیماری بدنی و بی ثباتی زندگی مشترک، تفاوت هاست. هدف و مقصود آسیب شناسی خانواده، شناخت و بررسی علت ها و انگیزه های اختلاف در خانواده، پیش گیری از بروز آنها با روش های معقول و جلوگیری از بازگشت زمینه ها با درمان مناسب است. ضرورت پرداختن به شناسایی عوامل تهدید کننده و طبقه بندی شاخص ها، به سبب رابطه های تعریف شده ای است که میان اعضای خانواده و اجزای جهان آفرینش وجود دارد؛ یعنی آسیب دیدن و واماندگی یکی، تناسب و هماهنگی دیگری را بر هم می زند. بنابراین، آسیب شناسی تحولات خانواده و بررسی جنبه های بحرانی شدن و جدا شدن آن امر، ملزومی است که با سعادت اجتماعی افراد گره خورده است.

 

پیام متن:

آشنایی با دانش آسیب شناسی خانواده، به تحکیم روابط خانواده می انجامد.

 

نمونه هایی از آسیب های خانواده

1. عادت های ناپسند

عادت، از ریشه (عود) به معنی برگشت و تکرار گرفته شده که در لغت، به معنای دأب و خوی است و در اصطلاح، امری است که به تکرار در آید و در نفس مستقر شود، چنان که انجام دادن آن خوشایند و ترک آن سخت باشد. بر این اساس، عادت های ناپسند اخلاقی، همانند پرخاشگری، ناسزاگویی، ضرب و جرح، دروغگویی، سخن چینی و عیب جویی نشانه وجود ناهنجاری های عمیق شخصیتی است. این ناهنجاری ها، می تواند، سبب آشفتگی ارتباط و ناهنجاری های اخلاقی شود به نهاد خانواده آسیب برساند. عادت های ناپسند، همان گونه که مانعی بر سر راه سیر و سلوک انسان است، در ارتباط همسران نیز ایجاد اختلال می کند و روابط میان آنها را تیره می سازد. بسیاری از این عادت ها، با خواسته های معقول همسر انسان در تعارض است و به طور ناخودآگاه، سبب کاستن جایگاه شخص می شود و در نتیجه، میان همسران دوری و فاصله می افکند.

 

پیام متن:

عادت های ناپسند، سدی در برابر ایجاد صمیمت میان همسران است.

 

2. انفعال در برابر رسانه های سکولار

در گذشته، انسان ها نه تنها از نظر اقتصادی، بلکه از نظر جهان بینی و ایدئولوژی نیز به خانواده و محیط خود وابسته بودند، به تدریج، با پیشرفت تکنولوژی، از قدرت خانواده در ارائه افکار به اعضای خود کاسته شد و رسانه، رهبری فکری جامعه را به عهده گرفت تا زمینه های تأثیرگذاری و نفوذ را از خارج به داخل خانه هدایت کند. رسانه، به عنوان کتاب گویای اجتماع و کانون انتقال افکار، آیینه کارهای زشت و زیبا و جلوه گاه فروتر و برتر است. نیز سرمشق زنده تقلید، منشأ نیروی عظیم تلقین و سرانجام، مظهر اعتبار و اعتماد یا انحراف و اعتلا است.

بی دفاعی افراد در برابر محرک های به نمایش درآمده، آن هم بر اثر نداشتن یک ساختار فکری منظم، روند رو به تزاید جهانی شدن رسانه را با تأکید بر محوریت آن در تولید و تکثیر الگوهای فرهنگی، دامن می زند و در شرایطی که بشر قسمت عمده اطلاعات خود را از راه رسانه ها دریافت می کند، وسایل ارتباط جمعی، ابزاری برای تربیت و تغذیه روان به شمار می روند. تأثیر رسانه بر آداب و عادت های افراد، به اندازه ای است که در چگونگی رفتار فردی و اجتماعی آنان دخیل شده و مجال دخالت اندیشه و عقل را از انسان می گیرد، مانند شکاف ایجاد شده در ارتباط میان همسران که گاه، معلول ارائه تصویر نادرستی از زندگی از راه رسانه های غیراخلاقی و سکولار است، مانند: رواج مصرف گرایی و تجمل پرستی، عادی جلوه دادن اموری چون ارتباط آزادانه زن و مرد، قتل، دزدی و انتقام جویی، تبلیغ مدل های نامناسب و پیرایش های زننده. امام صادق علیه السلام در نکوهش رویارویی با این گونه مناظر می فرماید: «سزاوار نیست بر مؤمن که در مجلسی بنشیند که در آن معصیت خدا می شود و او قادر بر تغییر آن نیست».

پیام متن:

از پی آمدهای سکولار سالاری رسانه ها، از هم گسیختی کانون خانواده است.

3. اعتیاد

اعتیاد، یک ناهنجاری اجتماعی است که نخستین ضربه را، بر بنیان خانواده وارد می کند و موجب می شود تا فرد، در عمل به تعهدات زندگی خود پای بند نباشد و چون دستِ شکسته ای، بر گردن جامعه سنگینی کند تا جایی که زمینه را برای پیدایش انحراف های بعدی فراهم آورد. اعتیاد، حالتی در فرد ایجاد می کند که خود را از نظر جسمی و روانی به مصرف ماده ای ویژه نیازمند بداند. فرد معتاد، ضمن وابستگی های ایجاد شده، با مسموم کردن خویش و غرق شدن در عالم بی خبری، از این جهان روی برتافته است و در دنیایی میان مرگ و زندگی دست و پا می زند، به گونه ای که به برقراری ارتباط با اطرافیان خود قادر نیست. پرخاشگری های ناشی از اعتیاد و گرفتاری های مادی که این مسئله در پی دارد، گرمی ارتباط را به سردی تبدیل می کند. تربیت نادرست، کم سوادی، بی کاری، دوستان ناباب، کنجکاوی های هدایت نشده، شکست در زندگی، رفاه زدگی و بسیاری عوامل دیگر، از علت های دچار شدن به این بیماری خانمان برانداز هستند. دین مبین اسلام که اصل صیانت نفس را از اصول فطری و واجب می داند، این عمل شخص معتاد را محکوم می کند و آن را خودکشی تدریجی می شمارد. حرمت استفاده از چیزی خبیث و اسراف سرمایه های شخصی و درآمد ملی، از نظر شارع مقدس، لزوم کنترل و پیش گیری از بروز این گرایش های تلخ و اسفبار را آشکار می کند. استفاده از راهکارهای مشروع و تصمیم گیری قاطع فرد معتاد، مبتنی بر ترک همیشگی این کار ناپسند، امید بهبود و نجات او را افزایش می دهد و درهای حیات دوباره را به روی کانون پرمهر و محبت خانواده می گشاید.

 

پیام متن:

اعتیاد، تخدیر فکر و روان را در پی دارد و در این صورت، مجالی برای اندیشه درباره سامان دادن به خانواده و استحکام بخشیدن به بنای آن، باقی نمی ماند.

 

4. مقایسه همسر خود با دیگران

مقایسه کردن همسر خویش با دیگران، موجب می شود تا زن و شوهر با بیان کردن پشیمانی از انتخاب خود، همواره در آرزوی رسیدن به شخص رؤیایی خود سیر کنند و با دیدن زندگی های به ظاهر آرام اطرافیان، خود را در زنجیر بهت و حیرت و واماندگی گرفتار سازند. در حقیقت، رفتار اشتباهی مانند مقایسه همسر خود با دیگران، از نظر ظاهری، اخلاقی و رفتاری، رسیدن به بن بستی است که دو طرف بر اثر بالا بردن سطح خواسته های شان از همدیگر و به کار نگرفتن تدبیر لازم در چگونگی رفتار و شیوه مناسب همسرداری، به آن دچار می شوند. «به عقیده برتراندراسل، چنین آسیب هایی در خانواده، معلول این حقیقت است که مردم از زناشویی به دنبال چیزی هستند که نباید جست وجو کنند. بدین معنا که از زندگی مشترک، گمان ها و خواسته های غیرواقعی دارند.» در حالی که اگر زن و شوهر باور داشته باشند که هر انسانی یکتا و منحصر به فرد است و زندگی مشترک هر زوجی نیز منحصر به خود آنهاست، زندگی ظاهری دیگران، آنان را در حسرت یک حیات زناشویی آرمانی قرار نمی دهد. چه بسا که این چشم انداز شگفت انگیز، پشت پرده غم انگیزتری هم داشته باشد. بنابراین، باید زوجین با شناسایی ویژگی های مثبت شخصیتی و پایین آوردن خواسته های خود از هم، داشته ها و توانایی های یکدیگر را همان گونه که هستند، بپذیرند تا در سایه سرمایه های مذهبی و عاطفه عمومی، نگرانی از آینده را برطرف بسازند.

 

پیام متن:

1. بروز اختلاف در زندگی زناشویی، پدیده ای طبیعی است.

2. همسران باید یکدیگر را همان گونه که هستند، بپذیرند.

3. بیماری مقایسه همسر خود با دیگران، برآمده از سطح توقع بالاست. پس بهتر آن است که با کاستن توقع، راه را بر چنین مقایسه ای ببندیم.

 

5. چشم چرانی و نگاه های ناروا

قرآن به طور صریح در دو آیه پی در پی از سوره نور، مردان و زنان مؤمن را خطاب قرار می دهد و می فرماید:

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ ... قُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ ... (نور: 30 و 31)

به مردان مؤمن بگو! دیده های خود را [از نامحرم] فرو بندند... و به زنان مؤمنه بگو! دیده های خود را [از نامحرم] فرو بندند.

از نظر اسلام، در لزوم عفت و ترک نگاه حرام، میان زن و مرد فرقی نیست و حفظ نگاه از مشاهده تمام آنچه نظر کردن به آنها حرام است، لازمه ایمان خوانده می شود، زیرا چشم پاک، مقدمه پاک دامنی و چشم چرانی و بی عفتی، مانع رشد معنوی انسان است و به زندگی خانوادگی آسیب جدی می رساند. در واقع، پی آمدهای ناگوار نگاه های غیرمجاز، زمینه خدشه دار شدن ارتباط زوجین را فراهم و پای بندی به اصول و تعهدهای زناشویی را سست می کند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «نگاه بد، تیری از تیرهای مسموم شیطان است. پس هر کس از ترس خدا آن را ترک کند، خداوند به او ایمانی می بخشد که شیرینی اش را در قلبش احساس می کند».

پیام متن:

چشم دوختن به غیرهمسر، پس از ازدواج، سبب چشم پوشیدن از همسر و زیبایی های او می شود.

 

6. چشم و هم چشمی

معاشرت برخی افراد خود کم بین یا ظاهربین با گروه های اجتماعی بالاتر از خود و قرار گرفتن آنان در محفل ها و جلسه های کسانی که رفت و آمدهایشان با مخارج گزاف و بیش از اندازه همراه است، ایشان را به حسد یا خشم می افکند. در نتیجه، به تلاش بیرون از توان خود به منظور افزودن بر سطح مادی و ایجاد هماهنگی و هم سنگی با این طبقه ها، کشیده می شوند. تلاش برای تغییر وضع زندگی، به منظور فخرفروشی و ظاهرنمایی و قرار گرفتن در بند این فکر که نباید از دیگران چیزی کمتر داشت، به بروز رفتاری ناپسند چون چشم و هم چشمی دامن می زند. این ویژگی که به گفته دیل کارنگی، در زنان بیشتر است، با از میان رفتن تندرستی روحی، تباه شدن آرامش روانی و درهم شکستن اعصاب همراه است. اگر زن و شوهر شرایط خود و محیط خود را درک کند و باور داشته باشد که خوشبختی حقیقی و رستگاری واقعی، در قناعت، رضایت به داشته ها، شکرگزاری و به دنبال آن، احساس آرامش روحی و آسایش وجدان است، به یقین، این کانون محبت را از قرار گرفتن در آلودگی های منجلاب چشم و هم چشمی حفظ می کنند و آن را از آسیب های ناشی از مقایسه ظواهر زندگی خود با دیگران که به تدریج به متلاشی شدن پایه های حیات زناشویی می انجامد، در امان می دارند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:

لا تُباغِضُوا وَلا تُدابِروُا وَ لا تُنافِسُوا وَکُونُوا عِبادَ اللّه ِ اِخْوانا.

دشمنی نکنید و از هم روی مگردانید و (چشم و) هم چشمی مکنید، بندگان خدا، برادران باشید.

 

پیام متن:

بر اثر چشم و هم چشمی، توان و عمر زن و مرد، به جای آنکه صرف هم دلی و صمیمیت شود، خرج کارهای زیان باری می شود، که از جمله پی آمدهای آن، ایجاد فاصله میان زن و شوهر است.

 

7. فاش کردن اسرار زندگی مشترک نزد دیگران

زن و شوهر باید در نظر داشته باشند که نباید هنگام برقراری ارتباط با افراد یا رویارویی با پرسش های آنها، اسرار زندگی مشترک شان را به آنها بازگو کنند، مگر در مواردی که احساس نیاز به راهنمایی و پیدا کردن راه حل مناسب، ایشان را به انجام دادن این کار وادار سازد که در این صورت نیز هر کسی شایسته شنیدن این درد دل ها نیست، بلکه انتخاب فردی مناسب، کارآمد، مطمئن و رازدار که قلبش نگاهبان اسرار دیگران باشد، لازم و ضروری است. رازها، امانت هایی هستند که باید حفظ شوند و تا گوینده اجازه نقل آنها را نداده، نباید در جایی مطرح شوند، زیرا آگاهی یافتن بر هر مطلبی که از دو نفر تجاوز کند، به بیش از آن دو نیز منتشر می شود و چه بسا گسترش آن، به تشدید حساسیت ماجرا، افزایش اختلاف های زناشویی و سرانجام، وارد آمدن زیان های جبران ناپذیری بر پیکر خانواده کمک کند. امام صادق علیه السلام می فرماید:

اسرارت، همانند خونت است که در رگ هایت در جریان است، مواظب باش که میان غیر رگ های خودت به جریان نیندازی.

پیام متن:

حفظ اسرار خانوادگی، از حقوق مشترک همسران است و سهل انگاری در آن، آسیب جدی بر خانواده وارد می کند.

این مطلب پیوست ندارد

(۱۳۹۷/۰۴/۲۰)

1
2
3
4
5